حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

عیسی مسیح در زبور داود

مزامیر فصل 22 آیه های 16 تا 18: "دشمنانم مانند سگ، دور مرا گرفته‌اند. مردم بدکار و شرور مرا احاطه نموده‌اند. دستها و پاهای مرا سوراخ کرده‌اند. از فرط لاغری تمام استخوانهایم دیده می‌شوند؛ بدکاران به من خیره شده‌اند. رَخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر ردای من قرعه انداختند

..

عیسی مسیح در شهر بیت الحم به دنیا آمد. مریم مادر عیسی مسیح از نسل داود، پادشاه بزرگ اسرائیل بود. حضرت داود تقریباً هزار سال پیش از تولد  عیسی مسیح در شهر بیت الحم پادشاهی می کرد. 

خدا اورا پسر خود میخواند مزمور 2 : 7

یکی از شاگردان به او خیانت میکند مزمور 41 : 9 

برای تصاحب لباس او قرعه می اندازند مزمور 22 : 18

بر صلیب او را استهزا میکنند. مزمور 22 : 7

هیچیک از استخوانهایش را نمیشکنند مزمور 34 : 20 

پیش از آنکه جسدش فاسد گردد رستاخیز مزمور 16 : 10

به دست راست خداوند می نشیند مزمور 110 : 1 

عیسی مسیح در کتاب اشعیا

اشعیا فصل 53 آیه های 3 تا 7

ما او را خوار شمردیم و رد کردیم، اما او درد و غم را تحمل کرد. همۀ ما از او رو برگردانیدیم. او خوار شد و ما هیچ اهمیت ندادیم. این دردهای ما بود که او به جان گرفته بود، این رنجهای ما بود که او بر خود حمل می‌کرد؛ اما ما گمان کردیم این درد و رنج مجازاتی است که خدا بر او فرستاده است. برای گناهان ما بود که او مجروح شد و برای شرارت ما بود که او را زدند. او تنبیه شد تا ما سلامتی کامل داشته باشیم. از زخمهای او ما شفا یافتیم. ما همچون گوسفندانی که آواره شده باشند، گمراه شده بودیم؛ راه خدا را ترک کرده به راه‌های خود رفته بودیم. باوجود این، خداوند تقصیرها و گناهان همۀ ما را به حساب او گذاشت! با او با بی‌رحمی رفتار کردند، اما او تحمل کرد و زبان به شکایت نگشود. او را مانند بره به کشتارگاه بردند؛ و او همچون گوسفندی که نزد پشم برنده‌اش بی‌زبان است، خاموش ایستاد و سخنی نگفت

اشعیا فصل 50 آیه 6 به دقت ضرب و شتمی که عیسی تحمل کرد را توصیف می کند.


برسی شخصیت دجال-ضد مسیح از تحریف تا واقعیت

ویکی پدیا

صاحب قاموس کتاب مقدس دجال را اسم عام می‌داند و به تصور وی مراد از دجال و دجالان کسانی هستند که مسیح را تکذیب کنند و این معنا از عبارات انجیل نیز استفاده می‌شود. همچنین گفته شده دجال یا ضد مسیح شخصی است که در آخرالزمان قیام کرده و مسیح، رجعت کرده او را از پای در خواهد آورد.[۸][منبع نامعتبر؟]



منبع نامعتبر






در نامه اول یوحنا آمده‌است:[مشکوک ] دروغگو کیست جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند آن



 دجال[نیازمند منبع] است که پدر و پسر را انکار می‌نماید. باز در همان رساله آمده‌است: «شنیده‌اید که دجال می‌آید

 



الحال هم دجالان بسیار ظاهر شده‌اند و از این می‌دانم که ساعت آخر است.» 




مشکوک-بحث-نیازمند منبع





در روایات شیعه دجال در آخرالزمان و پیش از قیام مهدی از خراسان ظهور می‌کند و او با انجام کارهای شگفت‌انگیز و معجزاتی جمع زیادی از مردم را 




می‌فریبد. دجال در اورشلیم ادعای خدایی می‌کند و سرانجام پس از حکمرانی به مدت چهل روز یا چهل سال به دست عیسی مسیح یا مهدی یا 




هر دوی آن‌ها کشته می‌شود.




/شگفت انگیز-معجزه/رجوع شود به تعریف معجزه/و شگفت انگیز بودن معجزه





و اینکه معجزه تصدیق چیست؟ از کلمه معجزه استفاده میشود؟؟؟؟؟!!!!




و طبق برسی احادیث کلمه خراسان یافت نشد




---------







با توجه به روایات شیعه و اهل سنت؛ یک چشم دجال، کاملاً کور و چشم دیگر، نابینای نسبی است. برجستگی و از حدقه درآمدن، ویژگی چشم

 راست دجال، و درخشش همانند ستاره، ویژگی چشم چپ او می‌باشد.




یک چشم دجال کور-کامل.و چشم دیگر نابینایی نسبی.برجستگی.درخشیدن





در برخی روایات از نوشتهٔ میان دو چشم دجّال سخن به میان آمده که احتمال دارد کنایه از ثبوت و وضوح کفر دجّال باشد




دجال در احادیث اسلامی به باور مسلمانان سنی و شیعه موجودی ست که چشم راستش کور است و مانند حبه انگور برآمده است.[۲] در باور 

شیعیان بر اساس حدیثی از علی بن ابی طالب چشم سالم دجال به وسط پیشانی‌اش آمده است؛ در جلو و عقب کاروان دجال کوه‌هایی از دود حرکت می‌کنند که مردم در قحطی‌های سخت انتظار غذا در آن کوه‌ها را دارند؛ همه رودخانه‌هایی که در مسیر دجال قرار می‌گیرند خشک می‌شوند و مطابق این حدیث او با صدایی بلند مردم را صدا می‌کند که «ای دوستان من به سمت من بیایید، من ارباب شما هستم که به شما دست و پا و غذا داده‌ام



چشم راستش کور-چشم سالمش وسط پیشانیش





و سرانجام پس از حکمرانی به مدت چهل روز یا چهل سال به دست عیسی مسیح یا مهدی یا هر دوی آن‌ها کشته می‌شود



40-روز-40 سال




دجال در اورشلیم ادعای خدایی می‌کند 



اورشلیم-ادعای خدایی



در جایی در همین نوشتار ویکی پدیا گفته شده



«صائد بن صید» 




در جایی دیگر




 به باور مسلمانان در زمانی در آینده پیش از یوم القیامة (روز رستاخیز) وانمود می‌کند که مسیح است (یعنی مسیحا). باور مسلمانان به دجال در




 فرجام‌شناسی اسلامی با باور مسیحیان به ضد مسیح در فرجام‌شناسی مسیحی ‏(en) و باور یهودیان به آرمیلوس ‏(en) در فرجام‌شناسی ی


یهودی قرون وسطی قابل قیاس است.




و در جایی در حدیثی خدای عزّوجلّ مسیح پسر مریم (ع) ‬ را برمی‬ ‏انگیزد و او نزد مناره سفید سمت شرقی دمشق در پوششی زرد نازل می‌شود و در حالی که دستش را بر شانه‌های دو فرشته گذاشته است، دنبال او می‌رود تا اینکه او را در نزدیکی دروازه «لدّ» [۲۸] شرقی می‌یابد و او را می‌کشد.



دمشق نازل میشود؟



«لد»، روستایی در نزدیکی بیت المقدس هست


پس شد-تا اینجا خراسان-دروازه لد-اورشلیم


چشم سالم دجال به وسط پیشانی‌اش آمده است


دجال فردی با یک چشم و صورتی کریه و موهایی تابداراست

برخی از علمای مسیحی از جمله صاحب قاموس کتاب مقدس دجال را اسم عام می‌داند و به تصور وی مراد از دجال و دجالان کسانی هستند که مسیح را تکذیب کنند




در قحطی شدیدی در حالی که بر حمار سپیدی که ////فاصله هر گامش یک میل ///////است



او از شهری خروج کند که به آن اصفهان گویند. از قریه‌ای که آن را یهودیه می‌شناسند. چشم راستش ممسوح [نابینا] است



پس شهر دیگر شد اصفهان



 و پروردگار شما یک چشم نیست و غذا نمی‌خورد و راه نمی‌رود و زوالی ندارد.


مسیح دجّال مردی/ کوتاه قد/ /با پاهایی فاصله‏دار/ و مویی پیچان (مجعد) است، یک چشم بیشتر ندارد و چشم دیگر او به طور کلّی محو شده و هیچ برآمدگی و فرو رفتگی از آنان باقی نمانده است. اگر [امر او] بر شما مشتبه می‌شود بدانید که پروردگار شما یک چشم نیست و شما هرگز پروردگار خود را نمی‌بینید تا اینکه از دنیا بروید.



باز در جایی دیگر-نویسنده کتاب یوم الخلاص (روزگار رهایی) نیز پیش از بررسی روایات مربوط به دجّال، می‌نویسد: نگارنده در مورد دجّال به نتیجه قطعی نرسیده است؛ زیرا روایاتی که در مورد دجّال نقل شده، غالباً مورد اعتماد نیستند و در ضمن آنها مطالبی هست که یقیناً جعلی هستند و متن آنها گواه است بر اینکه سخن معصوم نیست. 




باز در همان منبع نوشته قبل.سطر بالا-یکی دیگر از نویسندگان معاصر نیز پس از بیان روایات دجّال، درباره آن تردید کرده و می‌نویسد: ریشه داستان دجّال را باید در کتاب مقدّس و در بیان نصاری پیدا کرد.



باز در منبع بالا-سطر- در این روایات مطالبی اعجازآمیز به دجال نسبت داده شده است. با اینکه وی شخصی کافر و سرکش و طاغی است و قبلاً گفتیم که صدور معجزه از یک شخص کافر ممکن نیست.... با وجود این نقاط ضعف، امر از دو حال خارج نیست. یا باید تمامی این اخبار را مردود بدانیم یا اینکه بر یک معنای رمزی و کنایی برخلاف معنای ظاهری حمل کنیم و روشن است که حمل بر معنای رمزی از کنار گذاشتن و مردود دانستن بهتر است




باز در منبع سطر بالا -چندان قابل پذیرش نیست و چه بسا که برخی از این مشخصات؛ همچون شهر و محل خروج و یا ویژگی‌های غیرمعقول، از منابع یهودی یا اسرائیلیات داخل روایات اسلامی شده باشد.



پس شد اسلام-نصاری-یهودیت



۱. فتنه دجال فتنه‌ای سهمگین، پیچیده و بسیار گمراه‬ ‏کننده است که باید برای در امان ماندن از آن تنها به خدای بزرگ پناه برد


واقعن خیلی فتنه سهمگین و عجیبی هست؟؟؟


......................................


مکاشفه

فصل   ۲۲


۴   و چهره او را خواهند دید و اسم وی بر پیشانیِ ایشان خواهد بود.

۵   و دیگر شب نخواهد بود و احتیاج به چراغ و نور آفتاب ندارند، زیرا خداوند خدا بر ایشان روشنایی می‌بخشد و تا ابدالآباد سلطنت خواهند کرد.

۶   و مرا گفت، این کلامْ امین و راست است و خداوند خدای ارواحِ انبیا، فرشته خود را فرستاد تا به بندگان خود آنچه را که زود می‌باید واقع شود، نشان دهد.

۷   و اینک، به زودی می‌آیم. خوشابحال کسی که کلام نبوّت این کتاب را نگاه دارد.


----------------

فصل پنجم کتاب یکی از مهمترین بخش هاست که در آن مخاطب متقاعد می شود که مهدی اسلام همان ضد مسیح است که در انجیل از او به بدی یاد شده و محور شرارت و خونریزی در آخرالزمان می باشد.


قول کتاب



 The Mahdi – 


در انجیل از او به بدی یاد شده؟؟؟؟؟!!!!!


--------------------------------


و در فصل بعد از ماهیت شیطانی و "ضد مسیح" اسلام سخن می گوید.

او با دست گذاشتن روی اختلافات اسلام و مسیحیت، ازجمله قبول نداشتن تثلیث، اسلام را کاملا در مقابل مسیحیت قرار میدهد.



اسلام را در مقابل مسیحیت قرار میدهد؟؟؟



-----------------

خب با جمع بندی مطالب کلی درباره تحقیق در این رابطه مسئله فتنه.قرار دادن ادیان.و کلیت امر برسی شد.علت زوم کردن روی تمامی مباحث جریانیست که روی این مسئله بسیار مانور رفته و کتاب نوشته.و منابع مختلفی رو نوشته اند و سر نهایت سه محور دین را هم مانور رفته اند.سه ادیان.


اورشلیم ادعای خدایی میکند سوار بر حماری  الاغی-میشود.و لمه ای کفر نوشته بر پیشانیش.

و بعد تقابل منجیان؟!!!

و بعد فتنه  تقابل؟؟؟؟

ادیان


و باز در کتاب مکاشفه او  همانند نور میدرخشید همچین مسئله ای و باز کتابی دیگر شیطان  مثال نور میاید همچون فرشته.یعنی معادلات عجیب.که یاد بدهد معنی شناسی را.و تاریکی آیا نور میدهد؟و نور حقیقت آیا با سیاهی برابرست.


ضد مسیح یا Antichrist انگلیسی، کلمهای است که در اصل از واژة آنتی کریستوس یونانی اخذ شده است. آنتی در این ترکیب پیشوند، و دارای دو معنای مخالف و ضد، و کریستوس نیز لقب مشهور عیسی به یونانی، به معنی 2 جانشین و بدل برای چیزی است


/جانشین/و بدل.رجوع شود به رستاخیز مسیح


بلکه به داشتن هر مقام و حق قانونی مسیح نیز تظاهر میکند، چنانکه در زمان حکومت 1 زود گذرش مدعی تمام احترام و حقیقتی خواهد بود که پسر خدا شایستة آن است


حکومت میکند؟؟؟ رجوع شود به معنای پادشاهی مسیح  و معنای آن

پیشزمینههای شکلگیری مفهوم دجال را میتوان در مباحث مکاشفاتی و فرجام شناسانة دورههای اولیة تاریخ یهود، بهویژه در کتاب دانیال یافت، که در آن از پادشاه شروری سخن به میان میآید که دشمن خداوند است و در رأس سپاهی بزرگ میتازد، سه پادشاه را از میان بر میدارد، سه سال و نیم حکمروایی میکند و معبد خداوند را به بدترین آلودگیها این گویی، که در میان یهودیان و سپس مسیحیان از اعتبار 1 پیش میآلاید و ویران میکند


معبد را ویران میکند؟؟؟؟؟


ملاحظه میشود که مفهوم دجال به معنای شر نهایی، و جنگ او با نیروهای خیر در متون 5 قمران نیز یافت میشود. چنین به نظر میرسد که بعدها منابع مکاشفهای یهودی منبع عینی توصیف ضد مسیح اشارههای عهد جدید نیز برخی شباهتها را 6 قرار گرفت و مورد توجه مسیحیان واقع شد. با سنتهای یهودی دربارة پیامبر دروغین و یا دجال نشان میدهد. 


همچون خدا در معبد خداوند مینشیند و سرانجام در پاروسیا به دست مسیح کشته میشود


ظهور دوم یا پاروسیا


ظهور دوم یا پاروسیا[۱] در مسیحیت به پیش‌بینی ظهور دوباره عیسی برای بازگرداندن و گسترش صلح و درستی بر روی زمین[۲] است. این باور یا اعتقاد بر پایه مبحث نبوت در انجیل‌های شرعی است و بخشی‌از فرجام‌شناسی یا معادشناسی مسیحی است. 



این در مسیحیت به این صورت است که مسیح دوباره برمی‌گردد. به این بازگشت دوباره مسیح پاروسیا می‌گویند. اوسیا و پاروسیا. اوسیا که ارسطو برای جوهر به کار برده که کلمه جوهر را هم از کلمه گوهر فارسی گرفته‌اند و معادل این اوسیا قرار داده‌اند. یعنی ظهور دوباره و بازگشت دوباره حضرت مسیح