حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

دوطبیعت گرایی

دوطبیعت گرایی بینشی مسیح‌شناسانه در الهیات مسیحی است که در آن دو طبیعت الهی و انسانی به‌طور همزمان در کالبد عیسی مسیح وجود دارد، دوطبیعت گرایی با تک‌طبیعت گرایی و میافیزیتیسم در تضاد است.[۱]

تکامل دوطبیعت گرایی یا مسیح‌شناسی دیوفیزیت تدریجی بود و سرانجام با اصطلاحات پیچیده‌ای به عنوان نتیجه بحثهای طولانی مدت که در طول قرن چهارم و پنجم بین متکلمین مسیحی انجام می‌شد شکل گرفت. اهمیت دیوفیزیسم اغلب توسط نمایندگان برجسته مدرسه انطاکیه مورد تأکید قرار می‌گرفت. [۲] پس از بحث‌های زیاد و شوراهای مختلف، دیوفیزیسم، کلیسای رسمی خود را در چهارمین مجمع سراسری، که در سال ۴۵۱ در کلسدون برگزار شد، به دست آورد. [۳] تعریف کلسدونی، مبنای اصول مسیح‌شناسی دو طبیعت عیسی مسیح است که توسط اکثر کلیساهای مسیحی، از جمله: کلیسای ارتدوکس شرقی، کلیسای کاتولیک رومی، کلیساهای کاتولیک شرقی، کلیسای آنجلیکان، کلیسای کاتولیک قدیمی و سایر مسیحیان مختلف تا امروز حفظ شده‌است.

مسیحیان دیوفیزیت بر این باورند که یک وحدت کامل از دو طبیعت در ذات واحد عیسی مسیح وجود دارد. برای پذیرندگان رأی کلسدون مبنی بر وحدت ذات، طبیعت الهیاتی و انسانی هر دو با هم طبیعت عیسی محسوب می‌شوند در حالی که کسانی که تعریف شورای کلسدون را رد کردند یک طبیعت مسیح را به عنوان نقطه وحدت قرار دادند. از آنجایی که واژه «دیوفیزیت» برای توصیف موضع کلسدونی مورد استفاده قرار می‌گیرد، معنای متضادی با مونوفیزیت؛ مفهومی که می‌گوید مسیح تنها یک طبیعت الهی داشت و میافیزیت که معتقد است مسیح هم الهی است و هم انسان، اما در یک طبیعت؛ دارد.[۴]

دوطبیعت گرایی برای توصیف برخی از جنبه‌های نستوریزیسم نیز استفاده شده‌است. مخالفان او ادعا می‌کردند که او معتقد است مسیح نه تنها در دو طبیعت، بلکه در دو ذات و دو شخص مجزا وجود دارد: عیسی مسیح و کلمه (لوگوس) الهی. جدا از آن، کلیسای باستانی شرق، مسیح‌شناسی دیوفیزیت و سنت‌های دیگر مدرسه انطاکیه را حفظ کرده‌است.[۲]

میافیزیسم (به فرانسویMiaphysisme) قاعده‌ای است در باورهای مسیح‌شناسانهٔ ارتدکسی شرقی. بر پایهٔ این باور، عیسی مسیح یک فرد است و وجوه الهی و انسانی او بی‌هیچ جدایی و تغییری یکجا جمع شده‌اند. واژهٔ میافیزیسم از دو واژهٔ یونانی میا μία به معنای مجرد، یک و فیسیس φύσις به معنای طبیعت گرفته شده‌است.

از لحاظ تاریخی نمو این باور از میان مسیحیت نسطوری بوده‌است.

تک‌طبیعت گرایی یا مونوفیزیتیسم (به انگلیسیMonophysitism) موقعیتی در مسیح‌شناسی است که در آن پس از اتحاد ذات خدا و انسان، عیسی مسیح به عنوان تجسم پسر یا کلمه خدا، تنها یک ذات یا طبیعت دارد که الهی است. مونوفیزیسم با دیوفیزیسم یا دوطبیعت‌گرایی در تضاد است که معتقد است مسیح دارای دو طبیعت، یکی الهی و یکی انسانی است.

از لحاظ تاریخی، مونوفیزیتیسم در درجه اول به موقعیت کسانی (به خصوص در مصر و به میزان کمی سوریه) اشاره می‌کند که رأی شورای کلسدون را در سال ۴۵۱ میلادی قبول نکردند. با این وجود، اعضای میانه‌روی این گروه، الهیات «میافیزیت» را حفظ کردند که از کلیساهای ارتدکس شرقی محسوب می‌شد. بسیاری از معتقدین به ارتودکس شرقی معتقدند که عنوان «مونوفیزیت» یک اصطلاح عمومی است، اما به‌طور گسترده در ادبیات تاریخی استفاده می‌شود.

پس از شورای کلسدون، مناقشات مونوفیزیت منجر به شکاف بین کلیساهای ارتدوکس شرقی و کلیساهای ارتدوکس غربی شد. درگیری مسیح‌شناسانه در میان مونوفیزیت‌ها، دیوفیزیت‌ها و مشتقات آن‌ها از قرن سوم تا قرن هشتم میلادی ادامه داشت و تأثیر خود را بر همه مذاهب مسیحی گذاشت. اکثریت مسیحیان حال حاضر جهان معتقد به رأی شورای کلسدون هستند. یعنی کاتولیک رمی، مارونی، ارتدوکس شرقی و کلیساهای سنتی پروتستان (کسانی که حداقل چهار شورای کلیسایی را قبول دارند)؛ این کلیساها همیشه مونوفیزیت گرایی را هرطقه در نظر گرفته‌اند.

امروزه کلیساهای ارتدکس شرقی میافیزیت، شامل کلیسای ارتدوکس اتیوپی، کلیسای ارتدوکس اریتره، کلیسای ارتدوکس اسکندریه، کلیسای ارتدوکس ارمنی، کلیسای ارتدوکس سیریان و کلیسای ارتدکس مالکانریای هند هستند.

با توجه به تحقیقات تاریخی مدرن و بحثهای همه‌جانبه، عموماً تعبیر میافیزیت و کلسدونی در استفاده از اصطلاح کلیدی «طبیعت» متفاوت است، همچنین تفاوت‌های کوچکتر تفسیری یا تأکیدی نیز ممکن است وجود داشته باشند. تعامل بین ارتدوکس شرقی و کلیساهای کلسدونی تا به امروز برقرار نشده‌است.

تعریف مختصر مونوفیزیسم را می‌توان به صورت زیر بیان کرد: «عیسی مسیح که به عنوان پسر شناخته می‌شود، یک شخص و یک ذات در یک ماهیت است: الهی».[۱]

مونوفیزیتیسم در مکتب الهیاتی اسکندریه متولد شد، جایی که تجزیه و تحلیل مسیح‌شناسی با پسر ابدی و الهی خدا یا کلمه خدا آغاز شد و به دنبال توضیح اینکه چگونه این کلمه ابدی به یک انسان تبدیل شده‌است، در مقایسه با مدرسه انطاکیه (محل تولد نستوریزیسم، ضد مکتب مونوفیزیتیسم)، که به جای آن با عیسی انسانی آغاز شد و به دنبال توضیح این که چگونه یک انسان با کلمه ابدی در تجسم متحد شده‌است بود. هر دو طرف موافق بودند که مسیح دارای دو ذات انسانی و الهی بوده‌است، اما اسکندریه‌ای‌ها بر الوهیت تأکید داشتند از جمله این واقعیت که طبیعت الهی خود «غیرقابل نفوذ» یا مصون به گناه کردن است در حالی که انطاکیه‌ای‌ها به انسانیت (از جمله دانش محدود و «رشد عقل» مسیح) اعتقاد داشتند. متکلمین مونوفیزیت و نستوری به ندرت به افراطی بودن دیدگاه‌هایشان اعتقاد داشتند اگر چه برخی از پیروان آن‌ها ممکن است اینگونه بوده باشند. اما در نهایت، دیالکتیک بین مدارس اسکندریه و انطاکیه، مسیح‌شناسی‌هایی را تولید کرد که (به رغم اختلافات مداوم بین کلیساهای ارتدوکس شرقی و کلسدونی) از افراط گرایی اجتناب کرده و هر دو دیدگاه را منعکس کردند.

مونوفیزیتیسم توسط شورای کلسدون در سال ۴۵۱ میلادی مردود اعلام شد و در میان دیگر مسائل مورد تأکید خود که اغلب به عنوان قرائت کلسدونی شناخته می‌شوند تصریح کرد که مسیح پسر ابدی خدا است.

توافق کلسدون توسط رم، قسطنطنیه و انطاکیه پذیرفته شد و با مقاومت شدید در سوریه و مصر مواجه شد، این موضوع در نهایت منجر به شکاف بین کلیساهای ارتدکس شرقی (که از طرف کلسدون مردود اعلام شدند) و کلیساهای کلسدونی گردید. کلیساهای کلسدونی همواره مونوفیزیت گرایی را به عنوان نوعی بدعت‌کاری یا هرطقه در نظر گرفته‌اند و عموماً به‌طور صریح یا ضمنی کلیسای ارتدکس شرقی را بدعت‌گزار شناخته‌اند. کلیساهای ارتدوکس شرقی، با این حال، مسیح‌شناسی خاص خود را به نام میافیزیتیسم می‌شناسند که به شدت به نوشته‌های سیریل اسکندریه (که همه وی را به عنوان ارتدوکس می‌شناسند) تکیه می‌کند و متفاوت از تک‌طبیعت گرایی است.[۲][۳]

مسیحیت و نمادها

نمادی از اوج حقایق ایمان مسیحی ، که کل جمعیت کره زمین را متحد می کند. وی تا امروز به صورت عقاب های اسقف که در خدمات مقدس الهی استفاده می شود ، زنده مانده است. همچنین به منشأ آسمانی قدرت و عزت کرامت اسقفی اشاره می کند.

گسترده ترین نماد قرن های اول ماهی بود ("ichfis" یونانی). ماهی مخفف نام اختصاری (مونوگرام) نام عیسی مسیح و در عین حال اعتراف مسیحیان به ایمان بود:
عیسی مسیح Feu Ios Sotir - عیسی مسیح ، پسر خدا ، ناجی.

مسیحیان ماهی ها را در خانه های خود به تصویر می کشیدند - به شکل یک نقاشی کوچک یا به عنوان یک عنصر موزاییکی. بعضی ها ماهی دور گردن خود می بستند. در کاتاکومب های سازگار با معابد ، این نماد نیز اغلب وجود داشت

در اغلب کلیساها تعدادی شمع روی میز عشای ربانی قرار دارد. به اعتقاد ما شمعها، اشاره به یوحنا باب ۸ آیه ۱۲ .(از گذشتههای دور، یعنی قرن سوم و چهارم میلادی، در مراسم اوسترن، بودند- با شمعها تزیین میشدند. شمعها را روشن میکردند. همچنین مزار شهیدان مسیحی- که بخاطر ایمانشان به شهادت رسیده اغلب بر روی حوضچه غسل تعمید، شمع اوستر قرار میدهند؛ شمع بزرگی که یادآور عید فصح و از مرگ برخاستن عیسی مسیح است. در بسیاری از انجمنهای مسیحی، افرادی که تعمید داده میشوند یک شمع بعنوان هدیه دریافت میکنند. شمعی که با شمع بزرگ اوستر روشن میشود.

نشانه ها و نمادهای مسیحیت



این یک گزیده از داستان طولانی در مورد تصویر مقدس مسیح است، اما ارزش یک فصل مستقل است. این مفهوم را در راه مسیح توضیح می دهد و بعضی وقت ها مقدسین، دست راست خود را در تصویر مقدس نگه می دارند، همانطور که در بالا نشان داده شده است.


برای هر یک از مسیحیان ارتدوکس یا کاتولیک، دست راست مسیح در تصویر یک نمایش غیرمنتظره، برکتی برای بلند شدن است. آماده سازی این نوع دست در مجسمه، زمانی که دیگران برکت می دهند، توسط روحانیت تکرار می شوند، بنابراین مقدسین، اگر روحانی باشند، اغلب دست راست خود را به همان شیوه نگه می دارند.


نماد نعمت ها


این انگشتان "IC XC"، یک علامت به طور گسترده ای استفاده می شود چهار حرف عیسی (IHCOYC) مسیح (XPICTOC) در یونانی است. این به خاطر نام مسیح است، ما نجات یافته ایم و برکت را قبول می کنیم: "همه چیز در آسمانها، زمین و زیرزمینی، اسم عیسی را شنید، هر زانو دراز کشید؛" (پیتر پیلی / فیلیپ فیل 2:10 / فیلیپی).


سه انگشت مسیح، هر دو "من" و "ایکس"، تثلیث خدا، پدر، پسر و روح القدس را تشخیص می دهند. انگشت و انگشت تماس تنها "C" نیست، بلکه ثابت شده است که بدن بدن است: ترکیبی از طبیعت الهی و انسانی در بدن عیسی مسیح ساخته شده است.

مسیحیت و نمادها

در سنت مسیحی ، ستاره درخشان در شب نماد آرزوی روح برای رستگاری است ، به این معنی که هدایت و حکمت الهی فقط از آسمان است ، نه از حدود زمینی. کتاب مقدس از مسیح به عنوان ستاره صبح صحبت می کند. ستاره بیت لحم راز تولد عیسی را برای مجوس فاش کرد و راه را به بیت لحم نشان داد. ستاره متقارن شش پر با مریم مقدس ("ستاره دریایی") مرتبط است. وقتی ماری به عنوان ملکه آسمان به تصویر کشیده می شود ، تاجی از 12 ستاره روی سرش نشان داده می شود که نماد 12 رسول است.

--------------

در سنت مسیحی ، کبوتر به معنای پاکی ، سادگی و کفاره گناهان است. کبوتر نماد روح القدس ، یکی از hypostases تثلیث مقدس در کنار خدای پدر و خدای پسر (عیسی مسیح) است. به عنوان نمادی از روح القدس ، کبوتر در نقاشی هایی که غسل \u200b\u200bتعمید مسیح را نشان می دهد ، وجود دارد که نشان دهنده ذات الهی او است. پس از تعمید کلوویس ، که در قرن پنجم بر فرانک ها حکومت می کرد ، تصویری از یک کبوتر ساخته شده از طلا در تعمیدگاه کلیسای جامع ریمز آویخته شد. هنگامی که نوبت به شهادت می رسد ، کبوتر به این معنی است که روح القدس با صبر لازم برای تحمل رنج به شهید پاداش می دهد. علاوه بر این ، کبوتر نمادی از کلیسایی است که روح القدس از طریق آن بر روی زمین کار می کند. تصویر یک کبوتر که شاخه زیتون را حمل می کند ، اگر بر روی یک حصار یا یک بنای یادبود قرار گرفته باشد ، برای روح رها شده به معنای آرامش است. این نماد از افسانه نوح و طوفان بزرگ گرفته شده است ، که در مورد کبوتی صحبت می کند که شاخه زیتون را به نوح آورد - شواهدی که نشان می دهد سیل تمام شده است.

همه نماد فداکاری داوطلبانه منجی بی عیب برای گناهان جهان را درک می کنند. در اوایل مسیحیت ، او اغلب با چهره ای انسانی یا با هاله (گاهی نسخه ای ترکیبی نیز وجود داشت) به تصویر کشیده می شد. بعداً ترسیم آن در نقاشی آیکون ممنوع شد.

------------


کلیسا ، اول از همه ، بنیان محکم زندگی بشر است. با تشکر از او ، یک فرد توانایی تشخیص خوب و بد را پیدا می کند ، می فهمد چه چیز خوب است و چه چیز بدی. و چه چیزی می تواند محکم تر و قابل اطمینان تر از لنگرانی باشد که کشتی عظیم زندگی را در دریای طوفانی احساسات انسانی در دست گرفته است؟

همچنین - نمادی از امید و رستاخیز آینده از مردگان.

به هر حال ، بر روی گنبدهای بسیاری از معابد باستانی این صلیب به شکل لنگر مسیحی باستان به تصویر کشیده شده است 

نماد رستاخیز عمومی که در دومین آمدن مسیح در انتظار همه است. همانطور که خروس خروس مردم را از خواب بیدار می کند ، شیپورهای فرشتگان نیز در آخر زمان مردم را ملاقات می کنند تا با پروردگار ، حکم آخر دیدار کنند و زندگی جدیدی را به ارث ببرند.

نمادهای اولیه مسیحی دیگری نیز وجود دارد که در این مجموعه گنجانده نشده است: صلیب ، کبوتر ، طاووس ، کاسه و سبدهای نان ، شیر ، چوپان ، شاخه زیتون ، خورشید ، چوپان خوب ، آلفا و امگا ، گوش نان ، کشتی ، خانه یا دیوار آجری ، یک منبع آب است.

مسیحیت و نمادها

قرار دادن درخت برای جشن کریسمس به  قرون وسطی و اروپای شرقی برمی‌گردد. طبق اسناد و مدارک، اولین بار در سال ۱۵۱۰ در لاتیوا و همینطور در سال ۱۵۲۱ در اسلواکی برای مراسم کریسمس از درخت استفاده شده است. با این حال، سنت قرار دادن درخت در خانه در طول زمستان (و نه فقط برای کریسمس) به قبل از ظهور مسیحیت بازمی‌گردد. مدتها قبل از ظهور مسیحیت، درختان همیشه سبز که حتی در زمستان و هوای سرد نیز دچار خزان نمی‌شدند و سرسبزی خود را حفظ می‌کردند، مفهوم ویژه و ارزشمندی برای مردم داشته‌اند

امروزه از درختان مختلفی به عنوان درخت کریسمس استفاده می‌شود. از این میان، درخت کاج، صنوبر و نراد رواج بیشتری دارند. 

کریسما چیست؟

نمادهای تعالیم مسیحی نشانه ای بسیار رایج مانند "کریسمس" را شامل می شود. همانطور که معمولاً اعتقاد بر این است ، در زمان رسولان ظاهر شده است ، اما از قرن 4 گسترش یافته است و تصویری از حروف یونانی Χ و Ρ است ، که ابتدای کلمه ΧΡΙΣΤΟΣ ، به معنی مسیح یا مسح خدا است. غالباً ، علاوه بر آنها ، حروف یونانی α (آلفا) و ω (امگا) در سمت راست و چپ قرار می گرفتند و یادآور کلمات مسیح است که او آلفا و امگا است ، یعنی آغاز و پایان همه آنچه وجود دارد.

تصاویر این علامت اغلب در سکه ها ، در ترکیب های موزاییکی و همچنین در نقش برجسته هایی که طعمه های تزئینی را آراسته اند ، یافت می شود. عکس یکی از آنها در مقاله آورده شده است. در ارتدکس روسیه ، Chrism معنای کمی متفاوت پیدا کرده است. حروف X و P به عنوان آغاز کلمات روسی Christ Was Born ، رمزگشایی شده است ، که این علامت را به نمادی از تجسم تبدیل کرده است. در طراحی کلیساهای مدرن ، اغلب به عنوان مشهورترین نمادهای مسیحی یافت می شود.

در مسیحیت ، این نماد خون مسیح است که برای نجات مردم ریخته شده است ، و در نتیجه ، عشق او به مردم است. این رنگ آتش ایمان ، 

شهادت و شور پروردگار و همچنین پیروزی سلطنتی عدالت و پیروزی بر شر است. قرمز رنگ خدمات در جشن روح القدس ، یکشنبه نخل ، در هفته مقدس ، در روزهای بزرگداشت شهدایی است که برای ایمان خود خون ریختند. گل سرخ نشان دهنده خون ریخته شده و زخم های مسیح است ، جامی که "خون مقدس" را دریافت می کند. بنابراین ، این نماد تولد دوباره در این زمینه است. در تقویم وقایع شادمانی که به مسیح ، مادر خدا و مقدسین اختصاص داده شده بود ، با رنگ قرمز مشخص شد. از تقویم کلیسا ، سنتی به ما برجسته شده است که تاریخ تعطیلات را با رنگ قرمز برجسته می کند. عید پاک مسیح در کلیساها با جامه های سفید به نشانه نور الهی آغاز می شود. اما در حال حاضر مراسم معاشرت عید پاک (در برخی از کلیساها رسم است که لباسها را عوض کنند ، به طوری که کشیش هر بار با لباس دیگری از رنگ متفاوت ظاهر شود) و کل هفته در لباس های قرمز خدمت می شود. غالباً از روپوش قرمز قبل از ترینیتی استفاده می شود.

33. زنبق - نمادی از پاکی ، خلوص و زیبایی مسیحی. اولین تصاویر سوسن ها ، با توجه به آواز آوازها ، به عنوان یک تزئین معبد سلیمان عمل می کنند. طبق افسانه ها ، فرشته اعظم جبرئیل در روز بشارت با یک سوسن سفید ، که از آن زمان به نمادی از پاکی ، بی گناهی و ارادت او به خدا تبدیل شده است ، به مریم مقدس آمد. مسیحیان با همان گل ، مقدسانی را که با پاکی زندگی ، شهدا و ایثارگرانشان تسبیح شده اند ، به تصویر می کشند.

---------------

34. ققنوس نشان دهنده تصویر رستاخیز مرتبط با افسانه باستانی پرنده ابدی است. ققنوس چندین قرن زندگی کرد و وقتی زمان مرگ او فرا رسید ، او به مصر پرواز کرد و در آنجا سوخت. فقط یک تکه خاکستر مغذی از پرنده باقی مانده بود که پس از مدتی در آن زندگی جدیدی متولد شد. به زودی ققنوس تازه جوان شده ای از آن برخاست و در جستجوی ماجراجویی پرواز کرد.

25. یک شیر - نمادی از هوشیاری و رستاخیز ، و یکی از نمادهای مسیح است. او همچنین نمادی از مارک انجیلی است و با قدرت و کرامت سلطنتی مسیح همراه است.

-----------

27. فرشته نماد طبیعت انسانی مسیح ، تجسم زمینی او است. همچنین نمادی از انجیل متی است.

اولین تصاویر نمادین مسیحی در نقاشی آبشارهای رومی ظاهر می شود و مربوط به دوره آزار و شکنجه مسیحیان در امپراتوری روم است. در این دوره ، نمادها در طبیعت نوشتن مخفی بود و به هم کیشان اجازه می داد یکدیگر را تشخیص دهند ، اما معنای نمادها نشان دهنده الهیات نوظهور مسیحی است. 

----------------

کشتی: یک نماد مسیحی باستان است که نماد کلیسا و هر فرد معتقد است. صلیب های هلال ، که در بسیاری از کلیساها دیده می شود ، دقیقاً چنین کشتی ای را نشان می دهد ، جایی که صلیب یک بادبان است.

قلب مقدس

قلب مقدس نمادی از قلب فیزیکی مسیح و عشق الهی او به تمام بشریت است. در هنر مسیحی ، او به صورت قلبی که با آتش الهی شعله ور است ، با زخم خونین ناشی از ضربه نیزه شکافته شده و با تاج خار احاطه شده است ، به تصویر کشیده شده است. زخمها و تاج خارها نماد مصلوب شدن مسیح و فداکاری او برای نجات بشریت است و شعله اطراف آن به معنای شعله تحول آفرین عشق است. پرستش قلب مقدس در کلیسای کاتولیک روم وجود دارد.

این نماد در اصل شامل سه حرف از هجی یونانی نام عیسی - iota ، این و سیگما بود که در قرون وسطی با حروف لاتین جایگزین شد. سنت ایگناتیوس از لویولا از مونوگرام IHS به عنوان آرم سفارش یهودیت استفاده کرد. در زمان ما ، این نماد ویفر مقدس است. اشعه های خورشید در اطراف آنها به معنای یک هیولا است - یک ظرف تزئین شده که یک ویفر بر روی آن آورده می شود. نمادهای خورشیدی ممکن است قبلاً ، در طول مراسم رومی استفاده شده باشد. تفسیر دیگر این است که IHS مخفف عبارت لاتین Iesus Hominum Salvator (عیسی - ناجی بشریت) است.

قلب مقدس

قلب مقدس نمادی از قلب فیزیکی مسیح و عشق الهی او به تمام بشریت است. در هنر مسیحی ، او به صورت قلبی که با آتش الهی شعله ور است ، با زخم خونین ناشی از ضربه نیزه شکافته شده و با تاج خار احاطه شده است ، به تصویر کشیده شده است. زخمها و تاج خارها نماد مصلوب شدن مسیح و فداکاری او برای نجات بشریت است و شعله اطراف آن به معنای شعله تحول آفرین عشق است. پرستش قلب مقدس در کلیسای کاتولیک روم وجود دارد.

این نماد در اصل شامل سه حرف از هجی یونانی نام عیسی - iota ، این و سیگما بود که در قرون وسطی با حروف لاتین جایگزین شد. سنت ایگناتیوس از لویولا از مونوگرام IHS به عنوان آرم سفارش یهودیت استفاده کرد. در زمان ما ، این نماد ویفر مقدس است. اشعه های خورشید در اطراف آنها به معنای یک هیولا است - یک ظرف تزئین شده که یک ویفر بر روی آن آورده می شود. نمادهای خورشیدی ممکن است قبلاً ، در طول مراسم رومی استفاده شده باشد. تفسیر دیگر این است که IHS مخفف عبارت لاتین Iesus Hominum Salvator (عیسی - ناجی بشریت) است.