حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور شصت و چهارم-65-66


مزمور شصت و چهارم

1.                 برای سالار مغنیان، مزمور داوید

2.                 ای خد.ا وقتی که تضرع می‌نمایم آواز من را بشنو، و حیاتم را از خوف دشمن نگاه دار

3.                 من را از مشاورت شریران پنهان کن، و از هنگامة گناهکاران

4.                 که زبان خود را مثل شمشیر تیز کرده‌اند، و تیرهای خود یعنی سخنان تلخ را بر زه آراسته‌اند

5.                 تا در کمین‌های خود بر مرد کامل بیندازند، ناگهان بر او می‌اندازند و نمی‌ترسند

6.                 خویشتن را برای کار زشت تقویت می‌کنند، دربارة پنهان کردن دام‌ها گفتگو می‌کنند، می‌گویند کیست که ما را ببیند

7.                 کارهای بد را تدبیر می‌کنند، و می‌گویند تدبیر نیکو کرده‌ایم، و (این تدبیر در) اندرون و قلب هر یک از ایشان عمیق است

8.                 اما خد.ا تیرها بر ایشان خواهد انداخت، و ناگهان جراحت‌های ایشان (حادث) خواهد شد

9.                 زبانشان شکست بر ایشان فرود آورد، هر که آنها را ببیند سر بجنباند

10.            و جمیع آدمیان خواهند ترسید و کار خد.ا را اعلام خواهند کرد، و عمل او را درک خواهند نمود

11.            و مرد صالح در خد.اوند شادی می‌کند و برای او توکل می‌دارد و جمیع راست‌دلان فخر خواهند نمود

 

مزمور شصت و پنجم

1.                 برای سالار مغنیان، مزمور و سرود داوید

2.                 ای خد.ا ستایش در صیون منتظر تو است، و نذرها برای تو وفا خواهد شد

3.                 ای که دعا می‌شنوی، نزد تو تمامی بشر خواهند آمد

4.                 گناهان بر من غالب آمده است، تو تقصیرهای من را کفاره خواهی کرد

5.                 خوشا به حال کسی که او را برگزیده و مقرب خود ساخته‌ای، تا به درگاههای تو ساکن شود، از نیکویی خانة تو سیر خواهیم شد، و از قدوسیت محراب تو

6.                 به چیزهای مهیب در عدل ما را جواب خواهی داد، ای خد.ایی که نجات ما هستی، ای که پناه تمامی اقصای جهان و ساکنان دوردست دریا هستی

7.                 و کوه‌ها را به قوت خود مستحکم ساخته‌ای، و کمر خود را به قدرت بسته‌ای

8.                 و تلاطم دریا را ساکن می‌گردانی، تلاطم امواج آن و خروش امت‌ها را

9.                 ساکنان اقصای جهان از آیات تو ترسانند، طلوع صبح و غروب شام را شادمان می‌سازی

10.            از زمین مراقبت نموده آن را سیراب می‌کنی، و آن را بسیار توانگر می‌گردانی، نهرهای خد.اوند از آب پر است، غلة ایشان را آماده می‌کنی زیرا که تو چنین خواسته‌ای

11.            پشته‌هایش را سیراب می‌کنی و (بر) شیارهایش (باران را) فرود می‌آوری، به بارش‌ها آن را شاداب می‌نمایی، نباتاتش را برکت می‌دهی

12.            به احسان خویش سال را مزین می‌سازی و راه‌های تو چربی را می‌چکاند

13.            مرتع‌های صحرا نیز می‌چکاند، و کمر تپه‌ها به شادمانی بسته شده است

14.            چمن‌ها به گوسفندان آراسته شده است، و دره‌ها که به غله پیراسته‌ای، از شادی بانگ می‌زنند و سرود می‌سرایند

 

مزمور شصت و ششم

1.                 برای سالار مغنیان، سرود و مزمور ای تمامی زمین برای خد.ا بانگ شادمانی بزنید

2.                 جلال نام او را بسرایید، و در تسبیح او جلال او را توصیف نمایید

3.                 خد.ا را گویید چه مهیب است کارهای تو، از شدت قوت تو دشمنانت نزد تو (بدی‌های خود را) حاشا خواهند کرد

4.                 تمامی زمین تو را پرستش خواهند کرد و تو را خواهند سرایید، و به نام تو ترنم خواهند نمود سلاه

5.                 بیایید کارهای خد.ا را مشاهده کنید، او در کارهای خود بر بنی‌آدم برتر است

6.                 دریا را به خشکی مبدل ساخت، و مردم از نهر با پا عبور کردند، در آنجا به او شادی نمودیم

7.                 در توانایی خود تا به ابد سلطنت می‌کند، و چشمانش مراقب امت‌ها است، فتنه‌انگیزان خویشتن را بر نیفرازند سلاه

8.                 ای قوم‌ها خد.ای ما را متبارک خوانید، و آواز تسبیح او را بشنوانید

9.                 که جان‌های ما را در زندگی قرار می‌دهد، و نمی‌گذارد که پای‌های ما لغزش نماید

10.            زیرا ای خد.ا تو ما را امتحان کرده‌ای، و ما را قال گذاشته‌ای چنان که نقره را قال می‌گذارند

11.            ما را به دام درآوردی و باری گران بر پشت‌های ما نهادی

12.            مردمان را بر سر ما سوار گردانیدی، و به آتش و آب درآمدیم، پس ما را به جای خرم بیرون آوردی

13.            قربانی‌های سوختنی به خانة‌ تو خواهم آورد، نذرهای خود را به تو وفا خواهم نمود

14.            که لب‌های خود را بر آن‌ها گشودم، و در زمان تنگی خود آنها را به زبان خود آوردم

15.            قربانی‌های سوختنی پرواری را نزد تو خواهم گذرانید، گوساله‌ها و بزها را با بُخور قوچ‌ها ذبح خواهم کرد سلاه

16.            ای همة خد.اترسان بیایید و بشنوید، تا از آنچه او برای جان من کرده است خبر دهم

17.            به دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم، و تسبیح بلند بر زبان من بود

18.            اگر بدی را در دل خود منظور می‌داشتم، خد.اوند صدای من را نمی‌شنید

19.            لیکن خد.ا صدای من را شنیده است، و به آواز دعای من توجه فرموده

20.            متبارک باد خد.ا، که دعای من را از خود و رحمت خویش را از من برنگردانیده است