



مزمور شصت و هفتم
1. برای سالار مغنیان، مزمور و سرود بر نگینوت
2. خد.ا بر ما رحم کند و ما را مبارک سازد، و نور روی خود را بر ما متجلی فرماید سلاه
3. باشد که راه تو در جهان معروف گردد، و نجات تو به جمیع امتها
4. ای خد.ا قومها تو را حمد گویند، و جمیع قومها تو را حمد گویند
5. امتها شادی و ترنم خواهند نمود، زیرا قومها را به انصاف حکم خواهی نمود، و امتهای جهان را هدایت خواهی کرد سلاه
6. ای خد.ا قومها تو را حمد گویند، جمیع قومها تو را حمد گویند
7. آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد، و خد.ا خد.ای ما، ما را مبارک خواهد فرمود
8. خد.ا ما را مبارک خواهد فرمود، و تمامی اقصای جهان از او خواهند ترسید
مزمور شصت و هشتم
1. برای سالار مغنیان، مزمور و سرود داوید
2. خد.ا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند، و آنانی که از او نفرت دارند از حضورش بگریزند
3. چنان که دود پراکنده میشود ایشان را پراکنده ساز، و چنان که موم پیش آتش گداخته میشود همچنان شریران به حضور خد.ا هلاک گردند
4. اما صالحان شادی کنند و در حضور خد.ا به وجد آیند، و به شادمانی خرسند شوند
5. برای خد.ا سرود بخوانید و به نام او ترنم نمایید، و راهی درست کنید برای او که در صحراها سوار است، نام او «یاه» است به حضورش به وجد آیید
6. پدر یتیمان و داور بیوهزنان، خد.است در تجلیگاه قدس خود
7. خد.ا بیکسان را ساکن خانه میگرداند، و اسیران را به رستگاری بیرون میآورد، لیکن فتنهانگیزان در زمین سوزان ساکن خواهند شد
8. ای خد.ا هنگامی که پیش روی قوم خود بیرون رفتی، هنگامی که در صحرا خرامیدی سلاه
9. زمین به لرزه درآمد و آسمان در حضور خد.ا بارید، و «کوه» سینا نیز از حضور خد.ا خد.ای اسرائیل
10. ای خد.ا باران نعمتها بارانیدی، و میراثت را چون فرسوده بود مستحکم گردانیدی
11. جماعت تو در آن ساکن شدند، ای خد.ا به وجود خویش برای مساکین تدارک دیدهای
12. خد.اوند سخن را میدهد، بشارتهای او انبوه عظیمی میشوند
13. ملوک لشگرها فرار کرده منهزم میشوند، و زنی که در خانه مانده است غارت را تقسیم میکند
14. اگرچه در آغلها خوابیده بودید، لیکن مثل بالهای فاخته شدهاید، که به نقره پوشیده است و پرهایش به طلای سرخ
15. چون قادر مطلق پادشاهان را در آن پراکنده ساخت، مثل برف بر صَلْمُون درخشان گردید
16. کوه خد.ا کوه باشان است، کوهی با قلههای افراشته کوه باشان است
17. ای کوههای با قلههای افراشته چرا نگرانید، بر این کوهی که خد.ا برای مسکن خود برگزیده است، هر آینه خد.اوند در آن تا به ابد ساکن خواهد بود
18. عرابههای خد.ا کرورها و هزارهای فرشتگان است، خد.اوند در میان آنها است و «کوه» سینا در قدس است
19. بر اعلی علیّین صعود کرده و اسیران را به اسیری بردهای، از آدمیان بخششها گرفتهای، بلکه از فتنهانگیزان نیز تا «یاه» خد.ا در ایشان مسکن گیرد
20. متبارک باد خد.اوندی که هر روزه متحمل ما میشود، و خد.ایی که نجات ماست سلاه
21. خد.ا برای ما خد.ای نجات است، و گریزگاه مرگ از آن خد.اوند خد.ا است
22. هر آینه خد.ا سر دشمنان خود را خورد خواهد کرد، و کلة مویدار کسی را که در گناه خود سالک باشد
23. خد.اوند گفت از «باشان» باز خواهم آورد، از ژرفیهای دریا بازخواهم آورد
24. تا پای خود را در خون فرو بری، و زبان سگان تو از دشمنانت بهرة خود را بیابد
25. ای خد.ا طریقهای تو را دیدهاند، یعنی طریقهای خد.ا و پادشاه من را در قدس
26. در پیش رو مغنیان میخرامند و در عقبْ ساززنندگان، و در وسط دوشیزگان دَفزن
27. خد.ا را در جماعتها متبارک خوانید، و خد.اوند را از چشمة اسرائیل
28. آنجا است بنیامین صغیر حاکم ایشان، رؤسای یهودا محفل ایشان، رؤسای زبولون و رؤسای نفتالی
29. خد.ایت برای تو قوت را امر فرموده است، ای خد.ا آنچهرا که برای ما کردهای، استوار گردان
30. به سبب محراب تو که در اورشلیم است، پادشاهان هدایا نزد تو خواهند آورد
31. و وحوش نیزارها را توبیخ فرما، و رمة گاوان را با گوسالههای قوم، که با شمشهای نقره نزد تو گردن مینهند، و قومهایی که جنگ را دوست میدارند پراکنده ساخته است
32. سروَران از مصر خواهند آمد، و حبشه دستهای خود را نزد خد.ا بهزودی دراز خواهد کرد
33. ای ممالک جهان برای خد.ا سرود بخوانید، برای خد.اوند سرود بخوانید سلاه
34. برای او که بر فلکالافلاک از قدیم سوار است اینک آواز خود را میدهد، آوازی که پُرقوت است
35. خد.ا را به قوت توصیف نمایید، جلال وی بر (بنی) اسرائیل است و قوت او در افلاک
36. ای خد.ا از قدسهای خود مهیب هستی، خد.ای اسرائیل قوم خود را قوت و عظمت میدهد، متبارک باد خد.ا
مزمور شصت و نهم
1. برای سالار مغنیان بر شوشنیم، مزمور داوید
2. خد.ایا من را نجات ده، زیرا آبها به جان من در آمده است
3. در خلاب ژرف فرو رفتهام جایی که نتوان ایستاد، به آبهای عمیق درآمدهام و سیل من را میپوشاند
4. از فریاد خود خسته شدهام و گلوی من مخدوش شده، و چشمانم از انتظار خد.ا تار گردیده است
5. آنانی که بیسبب از من نفرت دارند از شمار مویهای سرم زیادهاند، و دشمنان ناحق من که قصد هلاکت من دارند زورآورند، پس آنچه را غصب نکردهام، باز گردانم
6. ای خد.ا تو حماقت من را میدانی، و گناهانم از تو مخفی نیست
7. ای خد.اوند خد.ای صوااُت منتظرین تو به سبب من خجل نشوند، ای خد.ای (بنی) اسرائیل طالبان تو به سبب من را رسوا نگردند
8. زیرا به خاطر تو محتمل ملامت گردیدهام، و رسوایی روی من مرا پوشیده است
9. نزد برادرانم بیگانه شدهام، و نزد پسران مادر خود غریب
10. زیرا غیرت خانة تو من را دربرگرفته است، و ملامتهای ملامتکنندگان تو بر من روا گردیده است
11. روزه داشته جان خود را مثل اشک ریختهام، و این برای من خوار گردیده است
12. پلاس را لباس خود ساختهام، و نزد ایشان ضربالمثل گردیدهام
13. دروازهنشینان دربارة من حرف میزنند، و سرود مِی گساران گشتهام
14. و اما من ای خد.اوند دعای خود را در وقت اجابت نزد تو میکنم، ای خد.ا در کثرت رحمانیت خود و راستی نجات خود من را مستجاب فرما
15. من را از خراب خلاصی ده تا غرق نشوم، و از نفرت کنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم
16. مگذار که سیلان آب من را بپوشاند و ژرفی من را ببلعد، و گور دهان خود را بر من ببندد
17. ای خد.اوند من را مستجاب فرما زیرا رحمت تو نیکوست، به کثرت رحمانیتت خود بر من توجه نما
18. و روی خود را از بندهات مپوشان، زیرا در تنگی هستم من را به زودی مستجاب فرما
19. به جانم نزدیک شده آن را رستگار ساز، به سبب دشمنانم من را فدیه ده
20. تو خواری و خجالت و رسوایی من را میدانی، و تمامی دشمنانم پیش نظر تو هستند
21. سرزنش دل من را شکسته است و به شدت بیمار شدهام، انتظار مشفقی کشیدم ولی نبود، و برای تسلیدهندگان (منتظر شدم) اما نیافتم
22. من را برای خوراک زرد آب دادند، و چون تشنه بودم من را سرکه نوشانیدند
23. پس مائدة ایشان پیش روی ایشان تله باد، و چون مطمئن هستند دامی باشد
24. چشمان ایشان تار گردد تا نبیند، و کمرهای ایشان را دائماً لرزان گردان
25. خشم خود را بر ایشان بریز، و شدت غضب تو ایشان را دریابد
26. خانههای ایشان مخروبه گردد، و در خیمههای ایشان هیچ کس ساکن نشود
27. زیرا بر کسی که تو نشان کردهای جفا میکنند، و دردهای کوفتگان تو را اعلان مینمایند
28. گناه بر گناه ایشان مزید کن، و در عدالت تو داخل نشوند
29. از دفتر حیات محو شوند، و با صالحین مرقوم نگردند
30. و اما من مسکین و دردمند هستم پس ای خد.ا نجات تو من را سرافراز سازد
31. و نام خد.ا را با سرود تسبیح خواهم خواند، و او را با حمد تعظیم خواهم نمود
32. و این پسندیدة خدا خواهد بود، بیش از گاو و گوسالهای که شاخها و سمها دارد
33. حلیمان این را دیده شادمان شوند، و ای طالبان خد.ا دل شما زنده گردد
34. زیرا خد.اوند فقیران را مستجاب میکند، و اسیران خود را حقیر نمیشمارد
35. آسمان و زمین او را تسبیح بخوانند، آبها نیز و آنچه در آنها میجنبد
36. زیرا خد.ا صیون را نجات خواهد داد و شهرهای یهودا را بنا خواهد نمود، تا در آنجا سکونت نمایند و آن را متصرف گردند
و ذریّت بندگانش وارث آن خواهند شد، و آنانی که نام او را دوست دارند در آن ساکن خواهند گردید

![]()



مزمور سی و هفتم
1. مزمور داوید، به سبب شریران خویشتن را مشوش مساز، و بر فتنهانگیزان حسد مبر
2. زیرا که مثل علف به زودی بریده میشوند، و مثل سبزه پژمرده خواهند شد
3. بر خد.اوند توکل نما و نیکویی بکن، در زمین ساکن باش و از امانت پرورده شو
4. و از خد.اوند تمتع ببر، پس مسئلت دل تو را به تو خواهد داد
5. طریق خود را به خد.اوند بسپار، و بر وی توکل کن که آن را انجام خواهد داد
6. و عدالت تو را مثل نور بیرون خواهد آورد، و انصاف تو را مانند ظُهر
7. نزد خد.اوند خاموش شو و منتظر او بمان، و از (مشاهده) شخص بهظاهر موفق و مرد حیلهگر (که موفق است) خود را مشَوش مساز
8. از غضب برکنار شو و خشم را ترک کن، خود را مشوش مساز که البته باعث گناه خواهد شد
9. زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خد.اوند وارث زمین خواهند بود
10. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود، او را جستجو خواهی کرد و نخواهد بود
11. و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد، و از فراوانی سلامتی خوشنود خواهند گردید
12. شریر بر مرد عادل تعرض میکند، و دندانهای خود را بر او میافشرد
13. خد.اوند بر او خواهد خندید، زیرا میبیند که روز او میآید
14. شریران شمشیر را برهنه کرده و کمان را کشیدهاند، تا مسکین و فقیر را بیندازند، و راست روان را مقتول سازند
15. شمشیر ایشان به دل خود ایشان فرو خواهد رفت، کمانهای ایشان شکسته خواهد شد
16. نعمتِ اندکِ یک مرد صالح بهتر است، از اندوختههای شریران کثیر
17. زیرا که بازوهای شریران شکسته خواهد شد، و اما صالحان را خد.اوند تأیید میکند
18. خد.اوند روزهای کاملان را میداند، و میراث ایشان خواهد بود تا به ابد
19. در زمان بلا خجل نخواهند شد، و در ایام قحط سیر خواهند بود
20. زیرا شریران هلاک میشوند، و دشمنان خد.اوند مثل خرمی مرتعها فانی خواهند شد، آری مثل دود فانی خواهند گردید
21. شریر قرض میگیرد و وفا نمیکند، و اما صالح رحیم و بخشنده است
22. زیرا آنانی که از وی برکت یابند وارث زمین گردند، و اما آنانی که لعنت شدهاند منقطع خواهند شد
23. خد.اوند قدمهای انسان را مستحکم میسازد، و به طریق او رغبت دارد
24. اگرچه بیفتد افکنده نخواهد شد، زیرا خد.اوند دستش را میگیرد
25. من جوان بودم و حالا پیر هستم، و مرد صالح را هرگز متروک ندیدهام، و نه نسلش را که گدای نان بشوند
26. تمامی ایام مهربان است و قرض دهنده، و ذریّت او مبارک خواهند بود
27. از بدی بر کنار شو و نیکویی بکن، پس (در آرامش) ساکن خواهی بود تا ابد
28. زیرا خد.اوند انصاف را دوست میدارد و متقیان خود را ترک نخواهد فرمود، ایشان محفوظ خواهندبود تا ابد، و اما نسل شریر منقطع خواهد شد
29. صالحان وارث زمین خواهند بود، و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود
30. دهان صالح حکمت را بیان میکند، و زبان او انصاف را ذکر مینماید
31. شریعت خد.ای وی در دل اوست، پس قدمهایش نخواهد لغزید
32. شریر برای صالح کمین میکند، و قصد قتل وی میکند
33. خد.اوند او را در دستش ترک نخواهد کرد، و چون به داوری آید او را (در مقابل شریر) محکوم نخواهد کرد
34. منتظر خد.اوند باش و طریق او را نگاهدار، تا تو را به وراثت زمین برافرازد، چون شریران متقطع شوند آن را خواهی دید
35. شریر را دیدم که ظلم پیشه بود، و مثل درخت بومی سبز (ریشه) خود را به هر سو میکشید
36. اما گذشت و اینک نیست گردید، و او را جستجو کردم و یافت نشد
37. مرد کامل را ملاحظه کن و مرد راست را ببین، زیرا که عاقبت آن مرد سلامتی است
38. اما خطاکاران همه هلاک خواهند گردید، و عاقبت شریران منقطع خواهد شد
39. و نجات صالحان از خد.اوند است، و در وقت تنگی او قلعة ایشان خواهد بود
40. و خد.اوند ایشان را یاری کرده، نجات خواهد داد، ایشان را از شریران خلاص کرده خواهد رهانید، زیرا بر او توکل دارند


مزمور سی و ششم
1. برای سالار مغنیان مزمور داوید بندة خد.اوند
2. در قلبم میاندیشم که گناه به ظلم میگوید که ترس خد.اوند مد نظر او نباشد
3. زیرا خویشتن را در نظر خود تملق میگوید، تا گناهش ظاهر نشود ومکروه نگردد
4. سخنان زبانش شرارت و حیله است، از دانشمندی و نیکوکاری دست برداشته است
5. شرارت را بر بستر خود تفکر میکند، خود را به راه ناپسند رهرو کرده از بدی نفرت ندارد
6. ای خد.اوند رحمت تو در آسمانهاست، و امانت تو تا افلاک
7. عدالت تو مثل کوههای خد.است و احکام تو لجة عظیم، ای خد.اوند انسان و بهائم را نجات میدهی
8. ای خدا رحمت تو چه ارجمند است، بنیآدم زیر سایة بالهای تو پناه میبرند
9. از فراوانی خانة تو سیراب میشوند، از نهر خوشیهای خود ایشان را مینوشانی
10. زیراکه نزد تو چشمة حیات است، و در نور تو روشنایی را خواهیم دید
11. رحمت خود را برای عارفان خود مستدام فرما، و عدالت خود را برای راستدلان
12. پای تکبر بر من نیاید، و دست شریران من را گریزان نسازد
13. در آنجا بدکرداران افتادهاند، ایشان انداخته شدهاند و نمیتوانند برخاست




مزمور سی و پنجم
1. مزمور داوید، ای خد.اوند با خصمان من مخاصمه نما، و جنگ کن با آنانی که با من جنگ میکنند
2. سپر و محافظ را بگیر، و به یاری من برخیز
3. و نیزه را بیرون آور و راه را پیش روی جفاکنندگانم ببند، و به جان من بگو من نجات تو هستم
4. خجل و رسوا شوند آنانی که قصد جان من دارند، و آنانی که بد اندیش من هستند به قهقرا رفته و خجل شوند
5. مثل کاه در مقابل باد باشند، و فرشتة خد.اوند ایشان را از خود براند
6. راه ایشان تاریک و لغزنده باد، و فرشتة خد.اوند ایشان را از خود براند
7. زیرا دام خود را برای من بیسبب در حفرهای پنهان کردند، که آن را برای جان من بیجهت کنده بودند
8. هلاکت ناگهانی بدو برسد، و دامی که پنهان کرد خودش را بگیرد، و در آن به هلاکت گرفتار گردد
9. و اما جان من در خد.اوند شادی خواهد کرد، و در نجات او ترنم خواهد نمود
10. همة استخوانهایم میگویند ای خد.اوند کیست مانند تو، که مسکین را از شخص قویتر از او میرهاند، و مسکین و فقیر را از تاراج کنندة وی
11. کینهتوزان برخاستهاند، چیزهایی را که نمیدانستم از من میپرسند
12. به عوض نیکویی بدی به من میکنند جان من را بیکس گردانیدهاند
13. و اما من چون ایشان بیمار بودند پلاس میپوشیدم، جان خود را به روزه میرنجانیدم، و دعایم به سینهام برمیگشت
14. مثل آنکه او دوست و برادرم بود، سرگردان میرفتم، چون کسی که برای مادرش ماتم گیرد از حزن خم میشدم
15. ولی چون افتادم شادی کنان جمع شدند، آن فرومایگان بر من جمع شدند، و کسانی که نشناخته بودم من را دریدند و ساکت نشدند
16. مثل بدکارانی که برای لقمه نان مسخرگی میکنند، دندانهای خود را بر من میفشارند
17. ای خد.اوند تا به کی نظر خواهی کرد، جان من را از خرابیهای ایشان برهان و یگانة من را از شیربچهگان
18. و تو را در جماعت بزرگ حمد خواهم گفت، تو را در میان قوم عظیم تسبیح خواهم خواند
19. تا آنانی که بیسبب دشمن من هستند بر من فخر نکنند، و آنانی که بر من بیسبب بغض مینمایند چشمک نزنند
20. زیرا از صلح سخن نمیگویند، و بر آنانی که در زمین آرامند سخنان حیلهآمیز را تفکر میکنند
21. و دهان خود را بر من باز کرده، میگویند هه هَه چشم ما دیده است
22. ای خد.اوند تو آن را دیدهای پس سکوت نفرما، ای خد.اوند از من دور مباش
23. خویشتن را برانگیز و برای داد من بیدار شو، ای خد.ای من و خد.اوند من برای دعوی من
24. ای خد.اوند خد.ایم من را موافق عدل خود داد بده، مبادا برمن شادی نمایند
25. تا در دل خود نگویند اینک مراد ما، تا نگویند او را بلعیدهایم
26. و آنانی که در بدی من شادند با هم خجل و شرمنده شوند، و آنانی که بر من تکبر میکنند به خجلت و رسوایی مشهور شوند
27. آنانی که خواهان حق من هستند ترنم و شادی نمایند، و دائما گویند خد.اوند بزرگ است که به سلامتی بندة خود رغبت دارد
28. و زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد، و تسبیح تو را تمامی روز



مزمور سی و چهارم
1. مزمور داوید وقتی که منش خود را بهحضور اَبیمِلِک تغییر داد و از حضور او بیرون رانده شده برفت
2. خد.اوند را در هر وقت متبارک خواهم گفت، تسبیح او دائماً بر زبان من خواهد بود
3. جان من بخاطر خد.اوند فخر خواهد کرد، مسکینان شنیده شادی خواهند نمود
4. خد.اوند را با من تکبیر نمایید، نام او را با یکدیگر برافرازیم
5. چون خد.اوند را طلبیدم من را مستجاب فرمود، و من را از جمیع ترسهایم خلاصی بخشید
6. به سوی او نظر کردند و منور گردیدند، و رویهای ایشان خجل نشد
7. این مسکین فریاد کرد و خد.اوند او را شنید، و او را از تمامی تنگیهایش رهایی بخشید
8. فرشتة خد.اوند گرداگرد ترسندگان او است، اُردو زده ایشان را میرهاند
9. تشخیص دهید و ببینید که خد.اوند نیکو است، خوشا به حال شخصی که بدو توکل میدارد
10. ای مقدسان خد.اوند از او بترسید، زیرا که ترسندگان او را هیچ کمی نیست
11. شیربچگان بینوا شده، گرسنگی میکشند، و اما طالبان خد.اوند را از هیچ چیز نیکو کمی نخواهد بود
12. ای فرزندان بیایید من را بشنوید، تا ترس خد.اوند را به شما تعلیم دهم
13. کیست آن شخصی که آرزومند حیات است، و طول ایام را دوست میدارد تا نیکویی را ببیند
14. زبانت را از بدی نگاهدار، و لبهایت را از سخنان حیلهآمیز
15. از بدی اجتناب نما و نیکویی بکن، صلح را طلب نما و در پی آن بکوش
16. نظر خد.اوند بسوی صالحان است، و توجه وی به سوی فریاد ایشان
17. روی خد.اوند به سوی بدکاران است، تا ذکر ایشان را از زمین منقطع سازد
18. چون (صالحان) فریاد برآوردند خد.اوند ایشان را شنید، و ایشان را از همة تنگیهای ایشان رهایی بخشید
19. خد.اوند نزدیک شکسته دلان است، روح کوفتگان را نجات خواهد داد
20. بدیهایی (که بر) مرد صالح (حادث میشود) بسیار است، اما خد.اوند او را از همة آنها خواهد رهانید
21. همة استخوانهای ایشان را نگاه میدارد، که یکی از آنها شکسته نخواهد شد
22. شریر را شرارت هلاک خواهد کرد، و از دشمنان مرد صالح مواخذه خواهد شد
23. خد.اوند جان بندگان خود را فدیه خواهد داد، و از آنانی که بر وی توکل دارند مواخذه نخواهد شد