حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور بیست و هشتم

مزمور بیست و هشتم

1.                 مزمور داوید، ای خد.اوند نزد تو فریاد برمی‌آورم، ای صخرة من نسبت به من خاموش مباش، مبادا اگر از من خاموش باشی، مثل آنانی باشم که به حفره فرو می‌روند

2.                 آواز تضرع من را بشنو چون نزد تو استغاثه می‌کنم، و دست خود را به محراب قدس تو برمی‌افرازم

3.                 من را با شریران و بدکاران مَکِش، که با همسایگان خود سخن صلح‌آمیز می‌گویند و آزار در دل ایشان است

4.                 آن‌ها را به حسب کردار ایشان و موافق اعمال زشت ایشان بده، آن‌ها را مطابق عمل دست ایشان عقوبت بده، رفتار ایشان را به خود آنها برگردان

5.                 چون که در اعمال خد.اوند و صنعت دست وی تفکر نمی‌کنند، ایشان را منهدم خواهد ساخت و بنا نخواهد نمود

6.                 خد.اوند متبارک باد، زیرا که آواز تضرّع من را شنیده است

7.                 خد.اوند قوت من و محافظ من است، دلم بر او توکل داشت و مدد یافته‌ام، پس دل من به وجد آمده است، و به سرود خود او را حمد خواهم گفت

8.                 خد.اوند قوت ایشان است، و برای ماشیح خود قلعة نجات‌دهنده است

9.                 قوم خود را نجات بده و میراث خود را مبارک فرما، ایشان را هدایت کن و برافراز تا به ابد

مزمور بیست و هفتم

مزمور بیست و هفتم

1.                 مزمور داوید، خد.اوند نور من و نجات من است از که بترسم، خد.اوند ملجای جان من است از که هراسان شوم

2.                 چون شریران بر من نزدیک آمدند تا گوشت من را بخورند، یعنی خصمان و دشمنانم ایشان لغزیدند و افتادند

3.                 اگر لشکری بر من فرود آید دلم نخواهد ترسید، اگر جنگ بر من برپا شود در این نیز اطمینان خواهم داشت

4.                 یک چیز از خد.اوند خواستم و آن را خواهم طلبید، که تمام ایام عمرم در خانة خد.اوند ساکن باشم، تا جمال خد.اوند را مشاهده کنم، و در محراب او تفکر نمایم

5.                 زیرا که در روز بلا من را در سایبان خود نهفته، در پردة خیمة خود من را مخفی خواهد داشت، و من را بر صخره بلند خواهد ساخت

6.                 و اینک بر ضد دشمنانم که گرداگردم می‌باشند، سربلند خواهم شد و قربانی‌هایی با گلبانگ شادی را در خیمة ‌او خواهم گذرانید، و برای خد.اوند سرود و تسبیح خواهم خواند

7.                 ای خد.اوند چون به آواز خود می‌خوانم من را بشنو و رحمت فرموده من را مستجاب فرما

8.                 دل من از جانب تو می‌گوید جمال من را بطلبید، بلی جمال تو را ای خد.اوند خواهم طلبید

9.                 جمال خود را از من مپوشان، و بندة خود را در خشم برمگردان، تو مددکار من بوده‌ای، ای خد.ای نجاتم من را رد مکن و ترک منما

10.            چون پدر و مادرم من را ترک کنند، آنگاه خد.اوند من را برمی‌دارد

11.            ای خد.اوند طریق خود را به من بیاموز، و به سبب (ضدیت با) دشمنانم من را به راه راست هدایت فرما

12.            من را به خواهش خصمانم مسپار، زیرا که شهود باطل و دمندگان ظلم بر من برخاسته‌اند

13.            اگر ایمان نداشتم که احسان خد.اوند را، در زمین زندگان ببینم

برای خد.اوند منتظر باش و قوی شو، او دلت را تقویت خواهد داد، بلی منتظر خد.اوند باش

مزمور بیست و ششم

مزمور بیست و ششم

1.                 مزمور داوید، ای خد.اوند من را داد بده، زیرا که من در کمال خود رفتار نموده‌ام، و بر خد.اوند توکل داشته‌ام، پس نخواهم لغزید

2.                 ای خد.اوند من را امتحان کن و من را بیازما، باطن و قلب من را مصفا گردان

3.                 زیرا که رحمت تو در مدّنظر من است، و در راستی تو رفتار نموده‌ام

4.                 با مردان باطل ننشسته‌ام، و با منافقین داخل نخواهم شد

5.                 از جماعت بدکاران نفرت دارم، و با ظالمین نخواهم نشست

6.                 دست‌های خود را در صفا می‌شویم، مذبح تو را ای خد.اوند طواف خواهم نمود

7.                 تا آواز حمد تو را بشنوانم، و عجایب تو را اعلام نمایم

8.                 ای خد.اوند محل خانة تو را دوست می‌دارم، و مقام سکونت جلال تو را

9.                 جانم را با گناهکاران مگیر، و حیات من را با مردمان خون‌ریز قبض مکن

10.            که در دست‌های ایشان آزار است، ودست راست ایشان پر از رشوه است

11.            و اما من در کمال خود سالک می‌باشم، من را خلاصی ده و بر من رحم فرما

12.            پایم در جای هموار ایستاده است، خد.اوند را در جماعت‌ها متبارک خواهم خواند

مزمور بیست و پنجم


مزمور بیست و پنجم

1.                 مزمور داوید ای خد.اوند به سوی تو جان خود را برمی‌افرازم

2.                 ای خد.ای من بر او توکل می‌دارم پس مگذار که خجل بشوم، و دشمنانم بر من فخر نمایند

3.                 آری هر که انتظار تو می‌کشد خجل نخواهد شد، آنانی که خیانت می‌کنند خجل خواهند گردید

4.                 ای خد.اوند طریق‌های خود را به من بیاموز، و راه‌های خویش را به من تعلیم ده

5.                 من را به حقیقت خود سالک گردان و من را تعلیم ده، زیرا تو خد.ای نجات‌دهنده من هستی، تمامی روز منتظر تو بوده‌ام

6.                 ای خد.اوند احسان‌ها و رحمت‌های خود را بیاد آور، چونکه آن‌ها از ازل بوده است

7.                 خطایای جوانی و عصیانم را به یاد نیاور، ای خد.اوند به رحمت خود و به خاطر نیکوئی خویش من را یاد کن

8.                 خد.اوند نیکو و عادل است، پس به گناه‌کاران طریق خود را خواهد آموخت

9.                 مسکینان را به انصاف رهبری خواهد کرد، و به مسکینان طریق خود را تعلیم خواهد داد

10.            همة راه‌های خد.اوند رحمت و حق است، برای آنانی که عهد و گواهی‌ها او را نگاه می‌دارند

11.            ای خد.اوند به خاطر اسم خود، گناه من را بیامرز زیرا که بزرگ است

12.            کیست آن آدمی که از خد.اوند می‌ترسد، اورا به طریقی که انتخاب کند خواهد آموخت

13.            جان او در نیکوئی شب را به سر خواهد برد، و ذریت او وارث زمین خواهند شد

14.            سرّ خد.اوند با ترسندگان اوست، و عهد او تا ایشان را تعلیم دهد

15.            چشمان من دائماً به سوی خد.اوند است، زیرا که او پای‌های من را از دام بیرون می‌آورد

16.            بر من آگاه شده رحمت بفرما، زیرا که تنها و مسکین هستم

17.            تنگی‌های دل منت زیاد شده است، من را از مشقت‌های من بیرون آور

18.            بر مسکنت و رنج من نظر افکن، و جمیع خطایایم را بیامرز

19.            بر دشمنانم نظر کن زیرا که بسیارند، و به کینة ظالمانه به من کینه می‌ورزند

20.            جانم را حفظ کن و من را رهائی ده، تا خجل نشوم زیرا بر تو توکل دارم

21.            کمال و راستی حافظ من باشند، زیرا که منتظر تو هستم

22.            ای خد.ا (بنی) اسرائیل را خلاصی ده، از جمیع مشقت‌های وی

مزمور بیست و چهارم

مزمور بیست و چهارم

1.                 مزمور داوید زمین و پری آن از آنِ خد.اوند است، ربع مسکون و ساکنان آن

2.                 زیرا که او اساس آن را بر دریاها نهاد، و آن را بر نهرها ثابت گردانید

3.                 کیست که به کوه خد.اوند برآید، و کیست که به مکان قدس او ساکن شود

4.                 او که پاک دست و صاف دل باشد، که نام من را بیهوده بر زبان جاری نسازد و قسم دروغ نخورد

5.                 او برکت را از خد.اوند خواهد یافت، و عدالت را از خد.ای نجات دهندة خود

6.                 این است طبقة طالبان او، طالبان روی تو ای (خد.ای) یعقوب سلاه

7.                 ای دروازه‌‌ها سرهای خود را برافرازید، ای درهای ابدی برافراشته شوید، تا پادشاه صاحب جلال داخل شود

8.                 ای پادشاه صاحب جلال کیست، خد.اوند قدیر و قدرتمند، خد.اوند که در جنگ قدرتمند است

9.                 ای دروازه‌ها سرهای خود را برافرازید، ای درهای ابدی برافرازید، تا پادشاه صاحبت جلال داخل شود

10.            این پادشاه صاحب جلال کیست، خد.اوند صِوااُت پادشاه صاحب جلال اوست سلاه